جواد بن شفيع ملكى تبريزى
28
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
حقايق كه به ما منكشف شده مطابق همان است كه محقّقين متكلّمين اماميّه رضوان اللّه عليهم در عالم تصوّر و عقد قلبى دارند ؛ فرقش همان [ فرق ] تصوّر - وجدان است . نظير فرق آنكه انسان معنى شيرينى را علما مطابق واقعش بداند كه عبارت از كيفيّت ملائمهاى است كه از وصول كيفيّت بعضى از اجسام به اغشيهء منتشرهء به سطح دهان حاصل مىشود ؛ و اينكه شيرينى را بخورد . اين دو مطلب را به يك لحاظ مىشود گفت كه عين همند و به يك لحاظ مىشود گفت : ابدا ربط به همديگر ندارند . مثلا نور عظمت حقّ جلّ جلاله را هم متكلّمين مىگويند كه به معنى ظاهر و مظهر است ، و ليكن از قبيل اين انوار شمس و قمر ، و فلان و به همان نيست . مثلا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله معنى و حقيقت آن ظاهر و مظهر را به تجلّى اين اسم مبارك ، به حقيقت سرّ و روحش مشاهده مىفرمايند ، ليكن مطابق همان تنزيه كه : لا يشبهه نور من الأنوار بل أجلّ من هذا التّنزيه ؛ [ « هيچ نورى از انوار مشابهت با او ندارد . بلكه او از اين تنزيه هم برتر است . » ] و اين را معرفت مىگوييم . و اين مثال و تقريب هم از باب تمثيل است ، و لا بدّ از يك جهت مقرّب مىشود ولو از جهاتى مبعّد باشد . پس معرفت اسم ظاهر خداوند تبارك و تعالى براى وليّى از اولياء اگر به تجلّى اسم ظاهر حاصل بشود و بگويد كه : ألغيرك من الظّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك ؟ ! [ « آيا براى غير تو ظهورى وجود دارد كه براى تو وجود نداشته است ؛ تا